
سلام 
ممنون از همه دوستای ناسی چه ازدباج من و حمیدم را تبریک گفتن
هوس کردم برای حمیدم بنویسم
سلام عشق من
سلام زندگی من
نمی دونی با اینکه هرروز کنارتم اما چقدر دلم برات تنگ شده
نمی دونی چقدر دور از نفس های تو زندگی کردن سخته .....
نمی دونی این چند دقیقه ای که خوابی چی به من گذشته ............
دارم از دوریت می میرم حمیدم .....
خیلی دوست دارم عزیزم ....
از وقتی وارد زندگیم شدی همه چیز عوض شد ....
باورم نمیشه می تونم شبها سرم را بزارم روی دستات و تو آغوش گرمت بخوابم ...
هنوزم باور نمی کنم مال من شدی و هرروز ترس از دست دادنت را دارم ....
حمید خیلی می ترسم خیلی
می ترسم یه روز برسه که تو به دیگه دوسم نداشته باشی اوووووووووووووووووووف میمیرم .
می دونی این روزا کنارت خیلی خوش می گذره .....
سرت را که میگذاری رو سینم و می خوابی انگار قلبم شارژ میشه .....
هرچی درد و غم دارم تو آغوشت فراموشم میشه....
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدا چقدر دوست دارم
وقتایی که تو چشام نگاه می کنی و میگی چقدر خوشگلی تو دختر دیوونم می کنی
کلی ذوخ می تنم تو بخلت 
الآن نشستم پای کامپیوتر حمیدم و دارم خاطراتمون را ثبت می کنم .
چند روزی میشه که مهمون خونه حمید اینا شدم و دارم کنارش حسابی خوش می گذرونم تو این چند روز خیلی بهم خوش گذشته با حمید جونم رفتیم بیرون و کلی خوش گذروندیم ![]()
تازه آبجی نازم را بعد از یکسال و نیم دوستی از نزدیک دیدم و کلی کیفولیدم
همین جا به خاطر همه خوبی هایی که درحقم کردو همه کمک هایی که بهم کرد ازش متشکرم دوست دارم آجی کوشولوی من ![]()
دیروز با حمید جونم رفتیم دیدن دوستم و شوهرش و باهم کلی حرف زدیم حمیدو آقا ییی دوست جونم رفتن باهم صحبت کردن ماهم باهم صحبت کردیم و بعدش به اتفاق آجی کوشولوی نازم رفتیم شام خوردیم و بعد هم باهم اومدیم محل حمید اینا و کلی گشتیم و باهم خوش گذروندیم و بحد هم اومدیم خونه حمید جونم داشتم از خستگی کله پا میشدم 
شب هم نشستیم با پدرشوهر جونمون درباره جن و پری صحبت کردیم و کلی شیطونی کردم و خودم را لوس نمودم حمید جونم نشسته بود پای سیستم نمی دونم چیکال می کرد![]()
شب چه اومدیم تو اتاخ آقاییم بخوابیم تلسیدم
داشتم سکته می چلدم
همش صدای یکی تو گوشم بود خلاصه آقاییم گفت چه نتلسی من کنارتم عسیسم و بخلم تردو تو بللش خوافیدم فخط یه چم دندون دردم و معده دردم اذیتم چرد ![]()
اووووووووووووووهههههههههههووووووووووووووووووی حمید دوست دارم ![]()
الانم چه آقاییم خوافیده می خوام آپ تنم بحد بپرم تو بخلش هی شیطونی کنم تا چمشای نازشو باس تنه و نیگام کنه واییییییییییییییییییییییییییییی حمید عاشختم![]()
دارم میرم سراخ لباش
بای بای دوست جونیا![]()








دیده کلی تو اتاخ خوش گذشت بهمون بحدش اومدیم بیرون و صحبت مهریه و ... شد چه من استرس درفتم دل تو دلم نبود که چی میشه
قرار شد پنجشنبه همین هفته ترشیف بیارن انگشتری دستمان نمایند و مارا برای حمید خان 
خوف منم غصه خولدم 

